loading...

❣️عصب شناس آینده❣️

بازدید : 49
جمعه 29 آبان 1399 زمان : 2:37

حالم دوباره گرفته شد . راستش انگار زیادی تنها موندم . از صبح تا حالا فقد خودم تو خونم . دلم گرفته ... پیش خودم بعضی وقتا میگم مگه میشه یه نفر انقدر تنها باشه و بتونه زندگی کنه ? خیلی ادم هنرمندیم پس 😂

نمیتونم به وجد بیام . نمیتونم خوشحال باشم. نمیتونم درس بخونم .نمیتونم از با بقیه بودن لذت ببرم . نمیتونم از بی بقیه بودن حتی لذت ببرم ... هیچی نمیتونه خوشحالم کنه . اگه فقد یه چیز یا یه کس میتونست منو بیشتر از سی چهل درصد حتی خوشحالم کنه زندگیم رو بهش میبخشیدم ....

چه بساطی شده :/ دارم واقن بدبخت میشم . دیگه با حرف‌هاتون نمیتونم انرژی بگیرم . دیگه مثل قبل نمیتونم باشم .... روز به روز افسرده تر ... بدبخت والدینم که چقدر به من امید داشتن . هنوزم امیدوارن . بیچاره‌ها....

پارت سه عشق پنهان
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

آرشیو
آمار سایت
  • کل مطالب :
  • کل نظرات :
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا :
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز :
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز :
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :